Your point of view caught my eye and was very interesting. Thanks. I have a question for you.
یادداشت ازحسام الدین چرامی فعال اجتماعی سیاسی؛
علیمحمد بزرگواری و چنگ زدنِ دوباره به ریسمانِ پوسیده ی ملوک الطوایفی
(( از برکات و ثمره های ظهور اسلام، خط بطلان کشیدن به قبیله گرایی می باشد و در اسلام آنچه ملاک و معیار محسوب می شود *امت واحد* است.))
اگر چه بافت کهگیلویه، یک بافت سنتی- عشیره ای ست ولی مردمان این دیار به مرزی از نبوغ و بلوغ فکری رسیده اند که سالهاست انتخابشان فرا طایفه ای است و ملاک و معیار برایشان نه طایفه گرایی بلکه سابقه، قانون دانی، قانون گرایی و نگاهی کهگیلویه محور و نه طایفه گرای مدنظر آقای بزرگواری میباشد.
شرکت در انتخابات و انتخاب مطلوب بر اساس ترجیحات فردی حق قانونی همه شهروندان در نظام مردمسالاری دینی است و تبلیغات یک کاندید و حامیانش صرفاً جنبه ی معرفی و شناساندن دیدگاه، تجربه، توانایی و میزان صلاحیت نامزد انتخاباتی مورد نظر است. لیکن در این میان عده ای تحت لوای تبلیغات، برای رسیدن به منافع شخصی با تحریک حس برتریطلبی طایفهای، یک جریان فکری و سیاسی به نام طایفهگرایی، در شبکه های مجازی ایجاد کرده و فضا را برای برگزاری انتخابات سالم و رقابتی نامساعد میکنند.
نگاه صرف طایفه ای به انتخابات مجلس کهگیلویه، یک خُسران و ضرر بسیار بزرگ است و نمونه آن، وضعیت ایستایی و توقف کهگیلویه در دوران ۸ ساله نمایندگی آقای بزرگواری بر این دیار بود.
پر رنگتر کردن ارزشهای طایفهای در بحث انتخابات، بازگشت دوباره به ارزشهای جوامع ملوکالطوایفی و سنتی قرون وسطایی است که تقلای جوامع کمتر توسعه یافته و در حال توسعه برای گذر از آن هم چنان ادامه دارد. در چنین فضایی استقلال فکری فرد در هالهای از ابهام قرار گرفته و سنتها، رسوم، باورهای ناصحیح، انتخاب و توصیه ریش سفیدان جهت دهنده رفتارهای سیاسی هستند. آقای بزرگواری که این روزها به هر خانه و محفلی وارد میشود جمله ی *”هاشمی پور نیامدنش قطعی است و به من رای دهید”* باید بداند این نوع تفکر و نگرش با هیچ مبنا و معیار دینی، علمی، اخلاقی و انسانی سازگار نبوده و با اصل آزادی و استقلال رای، سخت در منافات است.
پیامبر اسلام ۱۴۰۰ سال پیش با این نوع طرز تفکر اعراب آن زمان به مبارزه برخاست و هزاران تأسف که عدهای همچنان در فکر اشاعه این تفکر ناصحیح در کهگیلویه هستند.
داشتن و ترویج چنین نگرشی شاید از مردم عوام قابل توجیه باشد ولی *از خواص منطقه و اقشار تحصیلکرده* پذیرفتنی نیست، البته اگر به منافع اجتماعی و منطقهای بیندیشند!!
بیگمان انتخابات بر اساس چنین بینش و چنین میزان، راه را برای انتخاب افراد شایستهتر و اصلحتر دشوار ساخته و پیاده سازی افکار و اندیشههای خلاق در منطقه را با تنگنا مواجه میسازد. این تفکر و نگرش در پسا انتخابات خود را به شکل *به کار گماردن افراد یک طایفه خاص* در رأس مناصب اجرایی بدون توجه به شایستگی، توانایی و تجربه بروز میدهد. در حقیقت هدف غایی و نهایی این نوع انتخاب، تقسیم پستها و مناصب مختلف اجرایی منطقه به عنوان غنیمت در میان یک طایفه خاص است. شاید یکی از عوامل محرومیت و کمتر توسعهیافتگی منطقه کهگیلویه با وجود داشتن ظرفیتهای بالقوه بالا همین عامل باشد که در ۸ سال نمایندگی کهگیلویه، به شکلی کاملا مخرب دامن کهگیلویه را گرفته بود.
هر چند نمیتوان ادعا کرد که با انتخاب نماینده اصلحتر، تمامی مشکلات منطقه حل خواهد شد بلکه تاکید بر آن است که انتخاب نماینده اصلحتر اولین و مؤثرترین گام در مسیر توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی منطقهای است. زیرا انتخاب نماینده اصلحتر علاوه بر مزیتهای ذاتی خود برای منطقه، بیانگر روند صعودی تفکرات مدرن و رشد فرهنگ سیاسی و شعور اجتماعی عمومی در منطقه است.
گرچه به رغم تمام خدمات و عملکردها در سالیان اخیر برای توسعه کهگیلویه اما همچنان کمبودها و نقیصه ها وجود دارد اما، اگر ما مردم بخواهیم مطابق ملاکهای طایفه ای و عشیره ای مد نظر اقایان در انتخابات رای دهیم، سیکل و دور باطل آن ۸ ساله ی نامیمون همچنان تکرار میشود،
امید است در انتخابات پیشرو مردم شریف منطقه کهگیلویه بزرگ، با تمسک به رهنمون های قرانی و با پرهیز از قومگرایی و با نگاه فرا طایفهای و کلان نگر، فرد مجلس شناس و اصلحتر را که همچنان بتواند در روند توسعه ی کهگیلویه مؤثرتر باشد، انتخاب کنند.
*برتری خواهی به قوم و خویش نیست//*
*قومیت خواهی حبابی بیش نیست*
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : ۱