کد خبر : 8382
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 8 فوریه 2024 - 10:22

یادداشت ازفعال سیاسی اجتماعی؛یعقوب درویشیان نازمکان

یعقوب درویشیان نازمکان

چماق دار اعظم و شعبان بی مخ های مدرن

فیلمی در فضای مجازی دست به دست می گردد که در آن سید صادق و پاکدست، در شاسی بلند پلاک غیر بومی برای تبلیغات به دیدار مردمی رفته است که از او سوالی می پرسند، یکی از همراهانش تاب نیاورده و باعث می شود تا ذات و نیت درونی بزرگواری و همراهان عیان گردد. 

 

بزرگواری بالاخره تاب نیاورد و ماهیت درونی و ذات واقعی خودش را نشان داد. خادمی که خودش را صادق و عام المنفعه می دانست و هوادارانش اورا قدیس مُنزَل می خواندند، علیرغم تمام رفتارهای ناپسند و گفتارهای غیر عقلانی چند روز اخیر؛ در روز گذشته به خوبی نشان داد که اصلا ساده زیست ؛ پاکدست و صادق نبوده بلکه با نقاب فریب و دورویی برای جمع آوری آرا ، خود را بَزک کرده است.

فیلمی در فضای مجازی دست به دست می گردد که در آن سید صادق و پاکدست، در شاسی بلند پلاک غیر بومی برای تبلیغات به دیدار مردمی رفته است که از او سوالی می پرسند، یکی از همراهانش تاب نیاورده و باعث می شود تا ذات و نیت درونی بزرگواری و همراهان عیان گردد.

آنچه اتفاق می افتاد بخشی از خشونت ذاتی این تشکیلات نیست بلکه ناشی از خشم و سرخوردگی سیاسی و نگاه از بالا به مردم می باشد.

در علوم سیاسی ، در نظریه های مختلف طبقات اجتماعی را یکی از عوامل مهم در فرایند مشارکت سیاسی قلمداد کرده اند.

از نظر مارکسیسم ،طبقه برای سیاست جنبه ی بنیادین دارد زیرا نبرد نهایی میان طبقات پرولتاریا و بورژوازی است. به عبارت دیگر، طبقات اجتماعی بر اساس روابطشان با ابزار تولید تعریف می شوند.

در فرایند سیاستِ طبقه و ابزار تولید،  ارائه ی الگوی طبقاتی با منافع مشخص و دقیق اقتصادی تعریف و تبیین می شود. این سیاست توسط بزرگواری در جغرافیایی شکوفا شد که: در آنجا یک طبقه  کاملا مرفه( پیمانکار معلوم الحال)  برای طبقه ی فقیر خط و نشان می کشد و تهدید می کنند وحتی با درگیری فیزیکی و وساطت دیگران ،رفتار غیر دموکراتیکش را ادامه می دهد و باعث ایجاد بحران می شود اما بزرگواری حاضر نمی شود از ماشین عاریتی  پیاده شود،وساطت کند و ماجرا را ختم نماید، چرا؟

بزرگواری بر اساس قومیت( شکل دوم هویت گروهی) یا تمایز بر مبنای بیولوژیک مشترک، یا همان نژاد، با مردم رفتار می کند. با این تفکر و با اتکاء به وجود پیوندهای خونی برای هویت سازی تلاش می کند . سعی دارد تا احساسات مردم را تحریک نماید و به اهدافش برسد.

قوم، یک ترکیب پیچیده ای از مختصات نژادی و فرهنگی و تاریخی می‌باشد که در آن جوامع به گروه ها و خانواده های مجزا و گاهاً  سیاسی و نیز دشمن تقسیم بندی می شوند.  گروه های نژادی در راس این تقسیم بندی هاست و طبق تعاریف سیاسی می توان بزرگواری را یک فرد قومیت گرایی نژاد پرست نامید.

در موضوع ایده یا ایدئولوژی؛ بزرگواری از اِلمان های یک سیاستمدار توانا بهره ای نبرده است از نشانه هایی همچون،آزادی، عدالت،برابری،رفاه اجتماعی و…

طبق تعریف کارل مانهایم آلمانی، افراد تحت تاثیر محیط اجتماعی،فرهنگی و منافع خویش،دچارتعصباتی می شوند که تحت این شرایط به حدی در منافع خود غرق می شوند که قادر به قضاوت منطقی در مورد اوضاع و شرایط پیرامون شان نیستند و این امر باعث تزلزل آنان میشود تا جایی که در توهم و خیال خودشان یک جهان موازی میسازند، جهانی که بزرگواری چماق دار ، خود را خادم مردم و صادق و پاکدست می خواند.

آقای بزرگواری، شما تاکنون از خود پرسیده ای : فردی که هزینه های ستادی شما را به عهده گرفته و یا فردی که خودروی میلیاردی و وقت خود و خانواده اش را در اختیارت گذاشته و … از شما چه توقعاتی دارند؟  آیا می دانی آنها دارند شما را وامدار خودشان می سازند تا در آینده از شما اصل و بهره بگیرند؟ آیا می دانی برای ارضای حس قدرت در دنیای مادیات و سیاست ، تمام معنویات و آخرتت را چوب حراج زده ای؟  شما که برای ما و جامعه قابل احترام هستید، مدافع حرم و فرهنگی و آموزگار و خانواده ی شهید و نماینده ی ادوار بوده اید، از دین و خدا وشهادت و…دم میزنید، آیا به عناوین و ایدئولوژی و مذهب تان خدشه ای وارد نکرده اید؟

آیا تربیت نسل چماق داران بیسواد و پیمانکاران سرکوب گر به صلاح جوانان آگاه و مطالبه گر ماست؟

جناب آقای بزرگواری: خود شِکن آیینه شکستن، خطاست.

 

یعقوب درویشیان. نازمکان.

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.