یادداشت ازبهرام پرندوار
محسن زارعی
در باب مبدا برپایی “دهدشت قدیم” و آنچه در دل مردمانش همچنان خرمی دارد
چرام آنلاین؛
محمد میرک ابن مسعود حسینی، در مکتوبه ارزشمندش “ریاضالفردوس خانی” آوردهست؛
روزگاری “شاپور، فرزند اردشیر بابکان” که به تازگی ردای شاهی بر تن کرده بود (حدود ۱۸۰۰ سال پیش ) در مراجعت از سفری به مکان کنونی دهدشت رسید. درست در فصلی از سال که آنچنان هوا روحانگیز و محیط زیبا بود که شاه جوان را به شعف آورد.
محمد میرک در ادامه و در توصیف احوال آنجا به نظم میآورد:
((هوا کارگاهی بُد از خَزِ اَدکَن// زمین فرشی از دیبهی خسروانی))
وی در این بیت اشاره دارد به ابری بودن هوا و زمین ابریشمین و سبز پوش. هر او که دهدشت را زندگی کرده باشد، مطلع است آنچه در این توصیفات از دلپذیرتری مواضع دهدشت آمده جز در اواخر اسفند و آغاز بهار نمیتواند باشد.
القصه، فرزند اردشیر شاه که از ملاطفت هوا به وجد آمده، بر بنای شهری در این موقعیت تدبیر میکند و دستور بر گردآوری معمارانی حاذق از تمامی استحفاظاتش میدهد تا سریعا دست به ساخت دهدشت و همچنین سه شهر دیگر، از جمله ارجان، زیدان و ماهیروان(هندیجان) بزنند. یادآوری این چهار موقعیت در جغرافیای این سرزمین خبر از ترویج راهی تجاری، احتمالا از سواحل غربی خلیجفارس تا اصفهان یا مواضع شیراز میدهد.
_این متن ضمن اشارهای به بخشی از تاریخ شهرمان دهدشت، بهانهای بود بر ذکر دلتنگی و یادآوری نزدیکی به آن فصل و هوا و زمین روحانگیز و نکته بر این بود که آنچه ما کوچندگان و به غربت افتادهگانِ به ناچاری را همچنان از هرکجا در این زمان و مکان جمع میآورد، همان بهانهایست که سنگ اول معماری این شهر را بر جای نهاد.
_شهرهای ذکر شده در متن، پیش از تاریخی که گفته شد نیز دارای سکونت و یکجا نشینی بودهاند و در واقع صحبت از برپایی شهری با مفهوم و ماهیتی متفاوت و تحول یافته نسبت به پیش است.
بهرام پرندوار










برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰